خرید بک لینک
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم توییردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت.....چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بیقرار روزهای عاشقیهر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایه زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشتآتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهانعطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمتغنچهای سر در

برچسب: نویسنده: پویا نظری تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 20:19

بی تابم این شب ها
بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من
گم کرده ام خود را

چشمی بگشا
بشکن شب را
تا با تو بگذرم
از این همه غوغا

پیدایم کن
شیدایم کن
آزادم کن
از این سکوت بی پروا

...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۰۵ساعت توسط Sara|

برچسب: نویسنده: پویا نظری تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 20:19

شست باران همه ی کوچه خیابان ها را
پس چرا مانده غمت بر دل ِ بارانی ِ من؟

#معصومه_صابر

برچسب: نویسنده: پویا نظری تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 20:19

صفحه بندی